
بررسی فیلم Sonic: Hedgehog
داستان غنی و شاهکاری ندارد و فیلمنامه آسونیک خارپشت نیز بیایراد نیست اما همانطور که گفته شد، منبع این فیلمنامه اقتباسی اثری نبوده که بتوان به سادگی از آن اطلاعاتی مرتبط و درخور پرده سینما استخراج کرد. فیلمنامهنویسان با هوشمندی و با فاکتور گرفتن از دوستان سونیک و کم کردن دز فانتزی و کارتونی بودن جهان سونیک، خارپشت آبیرنگ را تبدیل به شبه ET میکنند که در کره زمین گیر افتاده و قصد سفر به سیارهای دیگر را دارد و در این راه از یک مرد جوان که مسبب بازماندن او در زمین است، کمک میگیرد.
شهر گرین هیلز
یک پیش نویس بیش از حد توضیحی و کاملاً مختصر ، Sonic را به عنوان یک تنهایی یتیم که قدرت های بسیار سریع او را وادار به تبعید در زمین کرده است ، تنظیم می کند. دوست داشتم بیشتر از دنیای بازی ویدیویی Sonic الهام گرفته ام ، دیده باشم. در عوض ، این عمل در گرین هیلز ، مونتانا ، که در آن تام واچوفسکی اولین دوست واقعی ماریسن است ، قرار گرفت و او را از چنگال های چسبناک و بی پروا ، پروردگار بدون سرنشین دکتر روبوتنیک (جیم کری ، تحت تحریر و رها کردن آن قرار داد) قرار داد. مارسدن به اندازه کافی جذاب است و شیمی شگفت انگیز را با شوارتز فرا می خواند
از این دست شباهتها در فیلم سونیک خارپشت کم نیست و گاهی خود فیلم نیز اعتراف میکند که در حال تقلید از برخی فیلمهای مشهور سینما است (مانند جایی که سونیک در بچگی، جغد مادر را یک اوبی وان کنوبی با لباس زیر آهنی معرفی میکند).سونیک تنهاست و از آنسو کلانتر شهر گرین هیلز که با او هممسیر میشود نیز مردی است که در زندگی به دنبال یک عنصر گمشده است. دوستی سونیک و این کلانتر عمق چندان عمیقی ندارد و در بسیاری از مواقع نیز آنچه که باید از آب در نیامده اما استارت اولیه آن و بهانه شروع این دوستی منطقی به نظر میرسد.

سونیک
سونیک یک نوجوان است و هنوز هزار امید و آرزو دارد که به هیچکدام از آنها نرسیده و از آنسو نیز دلش میخواهد مانند یک نوجوان رفتار کند. سونیک شر و شیطان است و جهان تنها و تاریکی که تاکنون در آن زندگی کرده، نتوانسته امیال و خواستههای او را برآورده کند. او کسی را در دنیا ندارد و البته در کمال تعجب در تمام طول این سالها هیچوقت نخواسته به زادگاه خود سر بزند (شاید این سوژه برای قسمت بعدی فیلم سوژه بدی نباشد!)
فیلم پس از مدتی وارد فاز یک فیلم جادهای و رفاقتی میشود، انتخاب سبک و سیاق یک فیلم جادهای برای سونیکی که سرعت بالایی دارد و عاشق کمیکهای فلش است، انتخاب هوشمندانه و درستی بوده و باعث شده که سونیک بتواند در فیلم بارها و بارها خودش و ویژگی اصلیاش یعنی همان سرعت خارقالعادهاش را به رخ بکشد. مشکل اما در بخش دوم قرار دارد، جایی که فیلم قرار است تبدیل به یک اثر رفاقتی هم بشود و شیمی بین این دو نفر برخلاف شیمی بین پیکاچو و دوستش در فیلم «کارآگاه پیکاچو» خوب از آب در نیامده است.

فراز و نشیب های این خارپشت دوست داشتنی
او به دلیل توانایی های فوق العاده اش همواره مورد تهدید است چراکه همگان قصد دارند از ویژگی های ذاتی او به عنوان نوعی سلاح و عامل برتری استفاده نمایند. از این رو، سونیک به سیاره زمین فرار می کند و به صورت ناشناس زندگی را آغاز می کند. اما پس از مدتی او با تام ( جیمز مارسدن ) دوستی نزدیکی برقرار می کند و این در حالی است که یک دانشمند دیوانه به نام دکتر رباتنیک ( جیم کری ) نیز مصرانه به دنبال یافتن سونیک است اما…
همانطور که اشاره شد، مدتها از دوران اوج محبوبیت شخصیت سونیک گذشته است و سازندگان بازی نتوانسته با پیشرفت کنسول های بازی، از عنوان های جدید این بازی محصولات موفقی بسازند و از این جهت، « سونیک » رفته رفته جایگاه خود را به دیگر بازیهای کامپیوتری سپرده است. این مسئله یک نکته ویژه و در واقع عاملی تعیین کننده برای لذت بردن از تماشای فیلم محسوب می شود چراکه فیلم سعی کرده تا جایی که امکان داشته به فلسفه سونیک و ویژگی ها و حتی برخی سکوبازی های این شخصیت در نسخه سینمایی پایبند بماند و همین موضوع سبب شده تا مخاطب بزرگسال که خاطرات نوستالژیک فراوانی از بازی « سونیک » دارد

داستان
در این فیلم، سونیک در تلاش است تا پیچیدگیهای زندگی روزمره را روی زمین بههمراه دوست انسانی خود بهنام تام واچووسکی (با بازی جیمز مارسدن) که بهتازگی با یکدیگر دوست شدهاند، پشت سر بگذارد. در همین حین، سونیک و تام با یکدیگر متحد میشوند تا تلاش کنند و شخصیت شروری به نام دکتر روبوتنیک (با بازی جیم کری) را متوقف کنند. این شخصیت در تلاش است تا سونیک را دستگیر کند و با استفاده از قدرتهای عظیم و گستردهی او، دنیا را به تسخیر خود در بیاورد.
دید سایت های معتبر به فیلم سونیک خارپشت :
مارک کندی | آسوشیتد پرس
۸۸ از ۱۰۰
این بیگانه آبی رنگ که از سرعت نور هم سریعتر میدود، سرعت ورود خود به سینماها را کاهش داد بهطوری که خودش هم از این کاهش سرعت نفع برد. در آخر هم قوای خودش را تجدید کرد و زمانی بهروی پرده سینماها رفت، توانست تحسین و رضایت خیلیها را بهدست بیاورد.
اکیم لاونسون | آی جی ان
۷۰ از ۱۰۰
اولین تجربه سونیک بهصورت لایو اکشن روی پرده سینماها سرعت بالایی داشت و لذت زیادی را برای همه به ارمغان آورد؛ این فیلم یک سرگرمی آشنا هم برای طرفداران محسوب میشد و هم برای کودکانی که این شخصیت را دوست دارند.

سورن اندرسون | سیاتل تایمز
۶۳ از ۱۰۰
فیلم سونیک خارپشت درخشان است. فیلم لذتبخشی محسوب میشود. بعد از چیزی حدود ۱۰۰ دقیقه فیلم به پایان میرسد و بعد از اتمام یک شیرینی کمی را بهعنوان نشانهی خود، بعد از تماشای داستان از خودش به جا میگذارد.
برایان ترویت | یو اس ای تودی
۵۰ از ۱۰۰
این فیلم خوب است؛ برای گیمرها و همچنین کودکان داستان و فضای آشنایی دارد: دویدن سونیک، کری و لوازم او. اما میزان خلاقیت تیم سازنده خیلی زود به پایان میرسد.

دیوید ارلیچ | ایندی وایر
۴۲ از ۱۰۰
آنوقت شماها تصور میکردید که درست کردن دندان سونیک میتواند باعث شود که از میزان کابوس بودن این فیلم کم شود.
استیو رز | گاردین
۴۰ از ۱۰۰
درست همانند قهرمان داستان که با سرعت بالا حرکت میکرد و بهدنبال جلب توجه بود، خود اثر هم بهنظر میرسید که یک کار هول هولکی و عجلهای بوده است.
راجر مور | مووی نیشن
۳۸ از ۱۰۰
نتیجه نهایی فیلم سونیک خارپشت تقریبا آنقدرها هم که ما میترسیدیم، بد از آب در نیامده است.
دونالد کلارک | آیریش تایمز
۲۰ از ۱۰۰
آنقدرها هم که در تریلرهای افتضاح نمایش داده شده بود، بد نیست. فقط کمی خستهکننده، سطحی و بیهدف است.
اسکاوت توفایا | کانسیکوئنس آو ساوند
۰ از ۱۰۰
این یک فیلم نبود. این یک جلسه است که مخاطب در آن با چند رویاپرداز بدبخت برخورد میکند؛ کسانی که بهخاطر ساخت چنین اثری اعتبار «کارگردانی» را دریافت کردهاند.