
واکنش منتقدان به فیلم Despicable Me 3
داستان من نفرتانگیز ۳
ماجراهای گرو، لوسی، دختران زیبایشان مارگو، ادیت و اگنس و مینیونها باز هم ادامه دارد. در این قسمت گرو برادر گمشدهی جذاب، شاد و موفقش درو را ملاقات میکند که آمده تا از او بخواهد برای آخرین سرقت بزرگش با وی همکاری کند.
یک داستان عمیق راجع به بازگشت دوباره ی گرو به دنیای خلافکاران هستید و عشق پیچشهای داستانی و روایتهای اسرار آمیز را در دل دارید، دست خالی از پای انیمیشن بلند می شوید زیرا Despicable Me 3 در این زمینه چیزی برای به دست اوردن دل شما ندارد. در کل می توان از ابتدا تا انتهای انیمیشن از طراحیهای رنگارنگ شخصیتهای بامزه و محیطهای پر انرژی و فانتزی لذت برد. مخصوصا هنگامی که مکمل آن یعنی یک موزیک شاد و پر انرژی پخش می شود.
اوج این مهم را در Despicable Me 3 می توان هنگامی که مینیونها ناخواسته وارد سالن تئاتری که صندلیهایش مملو از حضار است می شوند و شروع به اجرای یک موسیقی زنده می کنند، دریافت و از طرفی هم به قدرت مینیون ها در خلق سکانس های بامزه و سرگرم کننده پی برد. تمام این اتفاقات بامزه و سرگرم کنندۀ فیلم درحالی رخ میدهند که در به هم چسباندن قطعه های پازل داستان سردرگم شده اید و تنها در لحظه از سکانس های کمدی و خنده دارش استفاده می کنید.

مسیر داستانی
این داستان تکه تکه و در چندین قسمت پخش شده است. وقتی Gru (Carell) و همسر جدیدش لوسی (Kristin Wiig) از کارشان در AVL اخراج میشوند، Gru درمی یابد که کارهای ناتمامی دارد. با ورود برادر دوقلوی گمشده اش Dru (صداگذاری او نیز به عهدهی Carell است) که میخواهد به همراهی برادرش یک ماجراجویی مجرمانه و قهرمانانه انجام دهد.
درحالیکه Gru و Dru رابطه شان صمیمی میشود و خود را برای یک اقدام تبهکارانه (دزدیدن یک الماس از Balthazar Bratt شرور (Trey Parker) ) آماده میکنند، لوسی شک میکند که همسرش ممکن است دوباره از راه راست منحرف شده باشد. در این حین مینیونها که به حال خود رها شدهاند سر از زندان درمیآورند که در آنجا همه ی مردم را مطیع خود میکنند. و دو بچه ی کوچکتر Gru جستجویی برای پیدا کردن یک اسب تک شاخ (unicorn) را آغاز میکنند.

دیدگاه منتقدان به انیمیشن من نفرت انگیز ۳
جوردن مینتزر هالیوود ریپورتر
۷۰ از ۱۰۰
این قسمت از مجموعهی من نفرتانگیز، با استراتژی «حالا که خراب نشده، نمیخواهد درستش کنی» پیش میرود که البته برای مخاطبینی که به دنبال تماشای ماجراهای مشابهاند، جواب میدهد.
پیتر دیبرگ ورایتی
۷۰ از ۱۰۰
بله، من نفرتانگیز ۳ غیرقابل کنترل است، اما میشود گفت به هدفش میرسد چون کارگردانانش یعنی پیر کافین (که صداپیشهی مینیونها نیز هست) و کایل بلید هرگز توجه به احساسات را از یاد نمیبرند و به باقی فیلم نیز تا جایی که میتوانند شوخی و طنز تزریق میکنند.
تام روسو بوستون گلوب
۶۳ از ۱۰۰
بیشتر خندههای تماشاگران بهخاطر لودگی صحنههای اکشن رنگارنگ است تا حرفهای کاراکترها.
سورن اندرسن سیاتل تایمز
۶۳ از ۱۰۰
یک کارتون بچگانهی استاندارد: پرسروصدا، رنگیرنگی و از یاد بردنی.
اندرو پولور گاردین
۶۰ از ۱۰۰
من نفرتانگیز ۳ بدون شک بهخاطر جنب و جوش زیادش که شبیه انرژی پس از خودن آسپارتام است، کودکان را شاد میکند. اما برای سایرین بیشتر معمولی است تا جذاب.

رابی کالین تلگراف
۶۰ از ۱۰۰
مأموریت برادرها مثل یک داستان جاسوس علیه جاسوس است که با کارتون پلنگ صورتی ترکیب شده. این فیلم بهخاطر لحظات هماهنگ اسلپاستکیش حسابی خندهدار است و واقعاً بزنبزنهای قابل لمسی دارد!
جاناتان پایل امپایر
۶۰ از ۱۰۰
سومین قسمت من نفرتانگیز به لحاظ کیفیت هم در ردهی سوم این مجموعه قرار دارد. اما به قدر کافی انرژی و لحظات الهامبخش دارد که نشان بدهد مجموعهای است که میتواند برای سالها ادامه داشته باشد.
مایکل اوسالیوان واشنگتن پست
۵۰ از ۱۰۰
من نفرتانگیز ۳ اندکی ناامیدکننده است، نه به این دلیل که فیلم بدی باشد، بلکه چون سودای بهتر شدن ندارد و به حد کفایت، راضی است.
پیتر سابشینسکی راجر ایبرت
۳۸ از ۱۰۰
یک محصول تجاری تکراری ناامیدکننده که احتمالاً هدفی جز کسب صدها میلیون دلار پول ندارد و کاری میکند که شما منتظر دریافت آخرین گزارش سود شرکت کامکست و عینک سهبعدی باشید.
جاستین چانگ لسآنجلس تایمز
۱۰ از ۱۰۰
این فیلم به بهانهی سرگرم کردن کل خانواده، دقیقاً برعکس آن را انجام میدهد؛ تلاش برای اینکه پیچیدگی و گستاخی مربوط به بزرگسالان را هم در نظر بگیرد منجر به شوخیهایی چنان بیمعنا و زننده شده که تماشاگران آرزو میکنند، سازندگان آنان را در نظر نمیگرفتند.